راهاندازی سیستم حسابداری مالی و مالیاتی فقط نصب نرمافزار نیست. شناخت مدل کسبوکار، طراحی کدینگ، تعیین فرآیند فروش و خرید، مدیریت بانک و اسناد، حقوق و دستمزد، کنترل داخلی، گزارشهای مدیریتی و برنامه مالیاتی باید از ابتدا بهصورت یکپارچه طراحی شوند.
چگونه سیستم حسابداری مالی و مالیاتی یک شرکت را از صفر راهاندازی کنیم؟
بسیاری از کسبوکارها فعالیت خود را با تمرکز روی فروش، جذب مشتری و توسعه محصول آغاز میکنند.
در روزهای ابتدایی ممکن است تعداد تراکنشها کم باشد.
مدیر خودش خریدها را انجام میدهد.
فروشها در یک فایل ثبت میشوند.
پرداختها از یک یا دو حساب بانکی صورت میگیرند.
و اسناد در چند پوشه نگهداری میشوند.
اما با رشد کسبوکار، این ساختار خیلی زود ناکارآمد میشود.
تعداد مشتریان افزایش پیدا میکند.
کارکنان بیشتر میشوند.
قراردادها اضافه میشوند.
فروش اعتباری شکل میگیرد.
چند حساب بانکی ایجاد میشود.
موجودی یا پروژهها پیچیدهتر میشوند.
در این مرحله کسبوکار نیازمند یک سیستم واقعی حسابداری مالی و مالیاتی است.
اما یک اشتباه رایج وجود دارد:
مدیر تصور میکند با خرید نرمافزار حسابداری، سیستم مالی راهاندازی شده است.
در حالی که نرمافزار فقط یکی از اجزای سیستم است.
برای ایجاد ساختار حرفهای باید فرآیندها، مسئولیتها، کنترلها، اسناد، گزارشها و تکالیف نیز طراحی شوند.
در این مقاله قدمبهقدم بررسی میکنیم سیستم حسابداری مالی و مالیاتی یک شرکت چگونه باید از صفر راهاندازی شود.
مرحله اول؛ مدل کسبوکار را بشناسید
قبل از طراحی حسابداری باید فهمید شرکت چگونه پول درمیآورد.
این سؤال بسیار مهمتر از انتخاب نرمافزار است.
باید مشخص شود:
چه محصول یا خدمتی ارائه میشود؟
فروش نقدی است یا اعتباری؟
مشتریان چه کسانی هستند؟
تأمینکنندگان چه کسانی هستند؟
آیا انبار داریم؟
آیا پروژه داریم؟
چند شعبه داریم؟
چند حساب بانکی استفاده میشود؟
چند کارمند داریم؟
قراردادها چگونه هستند؟
بدون شناخت مدل کسبوکار، نمیتوان کدینگ و گزارشهای مناسبی طراحی کرد.
مرحله دوم؛ نیازهای مدیریتی را مشخص کنید
حسابداری فقط برای ثبت و مالیات نیست.
مدیر باید مشخص کند چه اطلاعاتی برای تصمیمگیری نیاز دارد.
برای مثال:
سود هر محصول
سود هر پروژه
فروش هر شعبه
هزینه هر واحد
وضعیت نقدینگی
مطالبات
موجودی
بودجه
اگر این نیازها از ابتدا مشخص شوند، ساختار حسابداری نیز بهتر طراحی خواهد شد.
مرحله سوم؛ مسئولیتها را مشخص کنید
باید معلوم باشد چه کسی چه کاری انجام میدهد.
برای مثال:
چه کسی فاکتور فروش صادر میکند؟
چه کسی خرید را تأیید میکند؟
چه کسی پرداخت را انجام میدهد؟
چه کسی سند حسابداری ثبت میکند؟
چه کسی بانک را کنترل میکند؟
چه کسی حقوق را تهیه میکند؟
چه کسی گزارش نهایی را بررسی میکند؟
ابهام در مسئولیتها یکی از اصلیترین دلایل بینظمی مالی است.
مرحله چهارم؛ نرمافزار حسابداری مناسب انتخاب کنید
بعد از شناخت نیازها میتوان نرمافزار انتخاب کرد.
نرمافزار باید متناسب با اندازه و نوع فعالیت شرکت باشد.
ممکن است نیاز به امکاناتی مانند:
حسابداری
فروش
خرید
انبار
حقوق
پروژه
شعب
سطوح دسترسی
داشبورد
API
وجود داشته باشد.
خرید نرمافزار بسیار بزرگ برای کسبوکار کوچک میتواند پیچیدگی غیرضروری ایجاد کند.
در مقابل، نرمافزار بیش از حد ساده نیز ممکن است با رشد شرکت پاسخگو نباشد.
مرحله پنجم؛ کدینگ حسابداری طراحی کنید
کدینگ یکی از مهمترین بخشهای سیستم است.
حسابها باید به شکلی طراحی شوند که هم ثبت صحیح انجام شود و هم گزارشهای موردنیاز تولید شوند.
برای مثال:
بانکها
صندوق
مشتریان
تأمینکنندگان
فروش
خرید
هزینهها
داراییها
بدهیها
حقوق
سرمایه
باید ساختار مناسبی داشته باشند.
کدینگ نباید بیش از حد پیچیده باشد.
اما نباید آنقدر کلی باشد که گزارشگیری غیرممکن شود.
مرحله ششم؛ مراکز هزینه را طراحی کنید
اگر مدیر میخواهد هزینه هر بخش را بداند، باید مرکز هزینه تعریف شود.
برای مثال:
فروش
بازاریابی
اداری
فنی
تولید
شعب
پروژهها
با استفاده از مراکز هزینه میتوان فهمید هر بخش چه میزان منابع مصرف میکند.
مرحله هفتم؛ پروژهها را تفکیک کنید
در شرکتهای پروژهای، هر پروژه باید تا حد مناسبی قابل تحلیل باشد.
برای هر پروژه ممکن است نیاز باشد موارد زیر تفکیک شوند:
درآمد
نیروی انسانی
خرید
هزینه
مطالبات
پرداخت
سود
اگر این ساختار از ابتدا ایجاد نشود، بعداً استخراج سود واقعی هر پروژه دشوار خواهد بود.
مرحله هشتم؛ حسابهای بانکی را ساماندهی کنید
یکی از اصول مهم، جدا بودن جریان مالی کسبوکار از امور شخصی است.
بهتر است حسابهای بانکی شرکت ساختار مشخص داشته باشند.
از ایجاد تعداد زیادی حساب بدون دلیل خودداری شود.
برای هر حساب مشخص شود:
کاربرد چیست؟
چه کسی دسترسی دارد؟
چه کسی پرداخت را تأیید میکند؟
چگونه مغایرتگیری میشود؟
همچنین تمام حسابها باید در سیستم ثبت شوند.
مرحله نهم؛ فرآیند پرداخت را طراحی کنید
پرداخت نباید فقط با یک پیام مدیر انجام شود.
برای پرداختهای مهم بهتر است فرآیند مشخص وجود داشته باشد.
مثلاً:
درخواست پرداخت
مدرک
بررسی
تأیید
پرداخت
ثبت حسابداری
این ساختار احتمال پرداخت اشتباه یا تکراری را کاهش میدهد.
مرحله دهم؛ فرآیند دریافت را طراحی کنید
همانطور که پرداخت مهم است، دریافت نیز باید قابل پیگیری باشد.
برای هر دریافت مشخص شود:
از چه کسی است؟
برای چه موضوعی است؟
به کدام فاکتور مربوط است؟
آیا پیشپرداخت است؟
آیا وصول مطالبات است؟
تراکنشهای بانکی نباید بدون ماهیت باقی بمانند.
مرحله یازدهم؛ سیستم فروش را به حسابداری متصل کنید
فروش یکی از اصلیترین منابع اطلاعات است.
باید مشخص شود فروش چگونه ایجاد و ثبت میشود.
برای مثال:
فروشنده فاکتور صادر میکند.
فروشگاه اینترنتی سفارش ثبت میکند.
سیستم POS تراکنش ایجاد میکند.
در هر مدل باید مسیر انتقال اطلاعات به حسابداری مشخص باشد.
هدف این است که هیچ فروش جا نیفتد و ثبت تکراری نیز ایجاد نشود.
مرحله دوازدهم؛ اطلاعات مشتریان را استاندارد کنید
یک مشتری نباید با چند نام مختلف در سیستم وجود داشته باشد.
اطلاعات پایه باید منظم باشند.
برای هر مشتری ممکن است مواردی مانند:
نام
شناسه
اطلاعات تماس
شرایط پرداخت
اعتبار
مانده
ثبت شوند.
دادههای تمیز یکی از پایههای گزارشگیری خوب هستند.
مرحله سیزدهم؛ فرآیند خرید را طراحی کنید
خرید نیز باید مسیر مشخصی داشته باشد.
میتوان فرآیندی مانند این داشت:
درخواست خرید
تأیید
سفارش
دریافت کالا یا خدمت
کنترل فاکتور
پرداخت
ثبت حسابداری
این ساختار باعث میشود خریدهای بدون مجوز یا سند کاهش پیدا کنند.
مرحله چهاردهم؛ تأمینکنندگان را استاندارد کنید
مانند مشتریان، تأمینکنندگان نیز باید رکورد مشخص داشته باشند.
حسابدار باید بتواند وضعیت هر تأمینکننده را مشاهده کند.
برای مثال:
میزان خرید
پرداختها
مانده
سررسید
قراردادها
این اطلاعات برای کنترل بدهی و نقدینگی اهمیت دارند.
مرحله پانزدهم؛ سیستم آرشیو اسناد ایجاد کنید
اسناد نباید در گوشی افراد یا پیامرسانها پراکنده باشند.
یک سیستم رسمی برای نگهداری مدارک ایجاد کنید.
میتوان اسناد را بر اساس:
ماه
نوع
پروژه
مشتری
تأمینکننده
دستهبندی کرد.
برای مدارک مهم بهتر است نسخه دیجیتال وجود داشته باشد.
نسخه پشتیبان نیز ضروری است.
مرحله شانزدهم؛ انبار را به حسابداری متصل کنید
اگر کسبوکار کالا دارد، انبار و حسابداری باید هماهنگ باشند.
باید مشخص شود:
ورود کالا چگونه ثبت میشود؟
خروج چگونه ثبت میشود؟
برگشت چگونه انجام میشود؟
انتقال بین انبارها چگونه است؟
چه کسی اصلاح موجودی را تأیید میکند؟
اختلاف میان سیستم فروش، انبار و حسابداری یکی از مشکلات رایج کسبوکارهای کالایی است.
مرحله هفدهم؛ روش شمارش موجودی را تعیین کنید
نباید منتظر پایان سال ماند تا موجودی برای اولین بار شمارش شود.
بسته به نوع کسبوکار میتوان شمارشهای:
دورهای
نمونهای
ماهانه
فصلی
طراحی کرد.
کالاهای باارزش یا پرریسک میتوانند بیشتر کنترل شوند.
مرحله هجدهم؛ فرآیند حقوق و دستمزد را طراحی کنید
اطلاعات حقوق از چند بخش وارد میشوند:
منابع انسانی
حضور و غیاب
مدیریت
حسابداری
باید مشخص شود:
کارکرد چه زمانی نهایی میشود؟
تغییر حقوق چگونه اعلام میشود؟
اضافهکار چه کسی تأیید میکند؟
پاداش چگونه ثبت میشود؟
کسورات چگونه کنترل میشوند؟
لیست نهایی چه کسی تأیید میکند؟
این فرآیند باید قبل از اولین پرداخت حقوق طراحی شود.
مرحله نوزدهم؛ اطلاعات کارکنان را منظم کنید
برای هر کارمند یک پرونده مشخص ایجاد شود.
اطلاعات موردنیاز بر اساس شرایط شرکت میتوانند شامل:
مشخصات
تاریخ استخدام
سمت
قرارداد
اطلاعات بانکی
حقوق
تغییرات حقوق
وضعیت همکاری
باشند.
خروج کارکنان نیز باید فرآیند مشخص داشته باشد.
مرحله بیستم؛ کنترل داخلی را طراحی کنید
کنترل داخلی یعنی یک نفر نتواند تمام مراحل یک فرآیند حساس را بدون نظارت انجام دهد.
برای مثال بهتر است فردی که پرداخت را آماده میکند، تنها تأییدکننده پرداخت نباشد.
یا کسی که صندوق در اختیار اوست، تنها فرد شمارشکننده نیز نباشد.
نمونه کنترلهای مهم:
تأیید پرداخت
سطوح دسترسی
کنترل بانک
کنترل حقوق
محدودیت حذف سند
ثبت تاریخچه تغییرات
این کنترلها با رشد شرکت اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
مرحله بیستویکم؛ سطح دسترسی نرمافزار را تعیین کنید
همه کاربران نباید دسترسی مدیر سیستم داشته باشند.
برای هر نقش مشخص شود چه چیزی را میتواند:
ببیند.
ثبت کند.
اصلاح کند.
حذف کند.
تأیید کند.
اطلاعات حقوق و بانک از حساسترین دادهها هستند و باید دسترسی محدودتری داشته باشند.
مرحله بیستودوم؛ نسخه پشتیبان را طراحی کنید
هیچ سیستم مالی حرفهای بدون بکاپ کامل نیست.
باید مشخص شود:
نسخه پشتیبان چند وقت یکبار گرفته میشود؟
کجا ذخیره میشود؟
چه کسی مسئول است؟
چقدر نگهداری میشود؟
آیا بازیابی آزمایش شده است؟
وجود فایل بکاپی که قابل بازیابی نباشد فایده زیادی ندارد.
مرحله بیستوسوم؛ تقویم حسابداری ایجاد کنید
وظایف باید برنامه زمانی داشته باشند.
برای مثال:
ثبت روزانه
مغایرت بانک هفتگی یا ماهانه
حقوق ماهانه
بستن ماه
کنترل مطالبات
گزارش مدیریتی
بستن سال
هر فعالیت باید مسئول و زمان مشخص داشته باشد.
مرحله بیستوچهارم؛ تقویم مالیاتی ایجاد کنید
امور مالیاتی نیز باید در یک تقویم جدا یا یکپارچه قرار بگیرند.
برای هر تکلیف مشخص شود:
موضوع
موعد
اطلاعات موردنیاز
مسئول
کنترلکننده
موعد داخلی
بهتر است کارها به روزهای آخر موکول نشوند.
مرحله بیستوپنجم؛ فرآیند سامانه مودیان را مشخص کنید
در کسبوکارهایی که الزامات مرتبط دارند، باید مشخص شود چه کسی مسئول صورتحسابهای الکترونیکی است.
فرآیند باید شامل:
صدور
کنترل
ارسال
بررسی خطا
اصلاح
ابطال
برگشت
و تطبیق با حسابداری
باشد.
اگر مسئولیت مبهم باشد، خطاها بهسرعت انباشته میشوند.
مرحله بیستوششم؛ فرآیند ارزش افزوده را طراحی کنید
خرید و فروش باید به شکلی ثبت شوند که کنترل اطلاعات مرتبط امکانپذیر باشد.
اسناد خرید باید در طول دوره بررسی شوند.
فروش و برگشتها نیز مرتب کنترل شوند.
نباید همه بررسیها به روزهای پایانی دوره منتقل شوند.
مرحله بیستوهفتم؛ گزارشهای ماهانه را مشخص کنید
قبل از راهاندازی سیستم باید مشخص شود مدیر چه گزارشهایی دریافت میکند.
حداقل بسته گزارش مدیریتی میتواند شامل:
فروش
هزینهها
سود و زیان
مطالبات
بدهیها
بانک
نقدینگی
باشد.
در کسبوکارهای بزرگتر میتوان:
سود شعب
سود پروژه
عملکرد محصول
بودجه
شاخصهای کلیدی
را نیز اضافه کرد.
مرحله بیستوهشتم؛ داشبورد مدیریتی طراحی کنید
برای مدیرانی که نیاز به اطلاعات سریع دارند، داشبورد میتواند بسیار مفید باشد.
شاخصهایی مانند:
فروش امروز
فروش ماه
مانده بانک
مطالبات
بدهیها
سود
هزینه
میتوانند در یک صفحه نمایش داده شوند.
هدف این است که مدیر بدون ورود به جزئیات حسابداری، تصویر سریع و معناداری داشته باشد.
مرحله بیستونهم؛ فرآیند بستن ماه را طراحی کنید
در پایان هر ماه باید کنترل مشخصی وجود داشته باشد.
مثلاً:
تکمیل اسناد
مغایرت بانک
کنترل فروش
کنترل خرید
مطالبات
بدهیها
حقوق
موجودی
ثبتهای اصلاحی
تراز
گزارش مالی
اگر بستن ماه منظم انجام شود، بستن سال بسیار سادهتر خواهد بود.
مرحله سیام؛ فرآیند بستن سال را از ابتدا در نظر بگیرید
نباید در پایان سال تازه به فکر بستن حسابها افتاد.
از همان ابتدای راهاندازی باید سیستم به شکلی باشد که:
اسناد کامل باشند.
ماندهها کنترل شوند.
داراییها ثبت شوند.
موجودی قابل تطبیق باشد.
قراردادها در دسترس باشند.
اصلاحات مستند باشند.
در این صورت پایان سال تبدیل به بحران نخواهد شد.
مرحله سیویکم؛ گزارش خطا ایجاد کنید
سیستم حرفهای فقط اطلاعات صحیح را نشان نمیدهد؛ باید خطاها را نیز نمایش دهد.
برای مثال:
فاکتور ارسالنشده
بانک مغایر
مشتری با مانده غیرعادی
موجودی منفی
سند بدون پیوست
پرداخت بدون تأیید
داشتن گزارش خطا باعث میشود مشکلات سریعتر دیده شوند.
مرحله سیودوم؛ فرآیند تغییر و اصلاح را کنترل کنید
کاربران نباید بتوانند اطلاعات مهم را بدون ثبت سابقه تغییر دهند.
برای اصلاحات مهم مشخص شود:
چه کسی درخواست میدهد؟
چه کسی تأیید میکند؟
چه چیزی تغییر کرده؟
دلیل چیست؟
وجود تاریخچه تغییرات برای کنترل داخلی بسیار ارزشمند است.
مرحله سیوسوم؛ مستندات فرآیندها را بنویسید
یکی از مهمترین مراحل، مکتوب کردن سیستم است.
برای هر فرآیند یک دستورالعمل ساده داشته باشید.
مثلاً:
روش ثبت فروش
روش پرداخت
روش مغایرت بانک
روش محاسبه حقوق
روش بستن ماه
اگر حسابدار تغییر کند، شرکت نباید مجبور شود همه چیز را از صفر یاد بگیرد.
فرآیند متعلق به سازمان است، نه یک شخص.
مرحله سیوچهارم؛ سیستم را آزمایش کنید
قبل از اجرای کامل، چند سناریو آزمایش شوند.
برای مثال:
فروش نقدی
فروش اعتباری
برگشت کالا
خرید
پرداخت
حقوق
اصلاح فاکتور
بررسی کنید اطلاعات از ابتدا تا انتها درست حرکت میکنند.
اشکالهای فرآیند در مرحله آزمایشی بسیار ارزانتر از زمانی هستند که هزاران تراکنش ثبت شدهاند.
مرحله سیوپنجم؛ آموزش کاربران
فروشنده، انباردار، منابع انسانی و حسابدار همگی ممکن است بخشی از اطلاعات مالی را تولید کنند.
بنابراین فقط آموزش حسابدار کافی نیست.
هر فرد باید بداند:
چه اطلاعاتی وارد میکند؟
چرا مهم است؟
اشتباه چه اثری دارد؟
چگونه اصلاح انجام میشود؟
کیفیت سیستم مالی از واحد حسابداری شروع و تمام نمیشود.
مرحله سیوششم؛ کنترل سه ماه اول را جدی بگیرید
بعد از راهاندازی، سه ماه اول اهمیت ویژهای دارند.
در این مدت باید بررسی شود:
آیا فرآیندها عملی هستند؟
کاربران آنها را رعایت میکنند؟
گزارشها درستاند؟
کدینگ نیاز به اصلاح دارد؟
مغایرت تکراری وجود دارد؟
نرمافزار پاسخگو است؟
اصلاح در این دوره بسیار سادهتر است.
اشتباه رایج اول؛ شروع با نرمافزار قبل از شناخت فرآیند
خرید نرمافزار اولین مرحله نیست.
ابتدا باید نیاز مشخص شود.
در غیر این صورت ممکن است سیستم انتخابشده مناسب کسبوکار نباشد.
اشتباه دوم؛ کدینگ بیش از حد پیچیده
برخی شرکتها هزاران حساب ایجاد میکنند.
کاربران سردرگم میشوند و ثبتها اشتباه میشوند.
کدینگ باید به اندازه نیاز پیچیده باشد، نه بیشتر.
اشتباه سوم؛ نبود مالک فرآیند
اگر مشخص نباشد چه کسی مسئول یک فرآیند است، معمولاً مشکلات بین واحدها جابهجا میشوند.
برای هر بخش یک مسئول اصلی تعیین کنید.
اشتباه چهارم؛ حسابداری فقط برای مالیات
اگر سیستم فقط برای انجام تکالیف مالیاتی ساخته شود، بسیاری از نیازهای مدیریتی نادیده گرفته میشوند.
حسابداری باید همزمان به مدیریت و رعایت الزامات کمک کند.
اشتباه پنجم؛ نداشتن کنترل داخلی
هرچه شرکت رشد میکند، کنترل داخلی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نباید تمام اختیار مالی در دست یک نفر متمرکز باشد.
اشتباه ششم؛ نداشتن گزارش مدیریتی
اگر بعد از راهاندازی مدیر هنوز نتواند بفهمد شرکت چقدر سود دارد، سیستم به هدف اصلی خود نرسیده است.
گزارشگیری باید بخشی از طراحی اولیه باشد.
آیا شرکت کوچک هم به این ساختار نیاز دارد؟
بله، اما متناسب با اندازه خود.
یک کسبوکار کوچک به سیستم پیچیده سازمانی نیاز ندارد.
اما حداقل باید داشته باشد:
حساب بانکی تجاری مشخص
ثبت منظم
آرشیو اسناد
کنترل مطالبات
گزارش سود
تقویم مالیاتی
نسخه پشتیبان
این ساختار ساده پایه رشد آینده خواهد بود.
چه زمانی به مدیر مالی نیاز داریم؟
با افزایش اندازه شرکت، حسابداری بهتنهایی ممکن است کافی نباشد.
اگر موضوعاتی مانند:
بودجه
نقدینگی پیچیده
سرمایهگذاری
تأمین مالی
چند شعبه
گزارشهای مدیریتی پیشرفته
وجود دارند، نقش مدیر مالی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چه زمانی به مشاور مالیاتی نیاز داریم؟
اگر کسبوکار:
قراردادهای مهم دارد.
فعالیت پیچیده دارد.
تغییر ساختار میدهد.
پرونده مالیاتی مهم دارد.
یا تصمیم جدیدی با آثار مالیاتی اتخاذ میکند،
بررسی تخصصی میتواند ارزش زیادی داشته باشد.
مشاوره بهتر است قبل از تصمیم انجام شود، نه فقط بعد از ایجاد مشکل.
نقش مهرداد رحیمی در راهاندازی سیستم حسابداری مالی و مالیاتی
مهرداد رحیمی در حوزه حسابداری، مدیریت مالی و امور مالیاتی فعالیت میکند و در راهاندازی سیستم مالی، نگاه یکپارچه اهمیت زیادی دارد.
صرفاً نصب نرمافزار یا استخدام حسابدار کافی نیست.
سیستم باید به شکلی طراحی شود که:
اطلاعات منظم وارد شوند.
مسئولیتها مشخص باشند.
حسابها قابل کنترل باشند.
اسناد قابل پیگیری باشند.
گزارشها به مدیریت کمک کنند.
ریسکهای مالیاتی زودتر شناسایی شوند.
و کسبوکار بتواند با رشد خود، سیستم مالی را نیز توسعه دهد.
وقتی حسابداری مالی، مدیریت مالی و نگاه مالیاتی از ابتدا در کنار یکدیگر قرار بگیرند، احتمال دوبارهکاری و اصلاحات پرهزینه آینده کاهش پیدا میکند.
جمعبندی
راهاندازی سیستم حسابداری مالی و مالیاتی فقط خرید نرمافزار نیست.
یک سیستم حرفهای نیازمند طراحی مجموعهای از اجزای هماهنگ است:
شناخت مدل کسبوکار
کدینگ
فرآیند فروش
خرید
بانک
دریافت و پرداخت
حقوق
انبار
اسناد
کنترل داخلی
سطوح دسترسی
نسخه پشتیبان
گزارشگیری
تقویم مالیاتی
بستن ماه
و مستندسازی.
هرچه این زیرساخت در ابتدای فعالیت یا مرحله رشد بهتر طراحی شود، مدیریت مالی شرکت در آینده سادهتر و قابل اعتمادتر خواهد بود.
در موضوعات مالیاتی نیز الزامات میتوانند در طول زمان تغییر کنند؛ بنابراین طراحی و اجرای واقعی فرآیندها باید متناسب با آخرین مقررات رسمی و شرایط اختصاصی هر کسبوکار انجام شود.
این مقاله اطلاعات عمومی ارائه میکند و جایگزین بررسی اختصاصی اسناد، قراردادها یا پرونده مالی و مالیاتی نیست.



