مدیریت مالی و مالیاتی شرکتها زمانی مؤثر است که نقدینگی، سودآوری، هزینهها، مطالبات، بدهیها و تکالیف مالیاتی در یک سیستم واحد کنترل شوند. جدا کردن مدیریت مالی از حسابداری مالیاتی میتواند باعث تصمیمهای ناقص شود؛ مدیر باید آثار نقدی و مالیاتی تصمیمهای مهم را همزمان ببیند.
مدیریت مالی و مالیاتی شرکتها؛ چگونه نقدینگی و ریسک مالیاتی را همزمان کنترل کنیم؟
مدیریت یک شرکت فقط به افزایش فروش خلاصه نمیشود.
ممکن است کسبوکاری فروش بسیار خوبی داشته باشد اما به دلیل کمبود نقدینگی در پرداخت حقوق کارکنان دچار مشکل شود.
ممکن است شرکت سودآور باشد اما بخش بزرگی از پول آن در مطالبات مشتریان قفل شده باشد.
ممکن است یک قرارداد از نظر تجاری بسیار جذاب به نظر برسد اما آثار مالی و مالیاتی آن قبل از امضا بررسی نشده باشند.
به همین دلیل مدیران حرفهای باید دو موضوع را همزمان ببینند:
مدیریت مالی
و
مدیریت مالیاتی.
این دو حوزه در عمل ارتباط بسیار نزدیکی دارند.
تصمیمی که روی فروش، هزینه یا جریان نقدی اثر دارد، ممکن است آثار مالیاتی نیز ایجاد کند.
همچنین یک تعهد مالیاتی میتواند مستقیماً نقدینگی شرکت را تحت فشار قرار دهد.
اگر این دو حوزه جداگانه مدیریت شوند، مدیر ممکن است فقط بخشی از واقعیت را ببیند.
در این مقاله بررسی میکنیم مدیریت مالی و مالیاتی شرکتها چگونه باید انجام شود و چگونه میتوان میان سودآوری، نقدینگی و کنترل ریسک تعادل ایجاد کرد.
مدیریت مالی چیست؟
مدیریت مالی مجموعه تصمیمها و فرآیندهایی است که به استفاده مناسب از منابع مالی شرکت کمک میکند.
موضوعاتی مانند:
نقدینگی
بودجه
هزینهها
مطالبات
بدهیها
سرمایهگذاری
تأمین مالی
سودآوری
در این حوزه قرار میگیرند.
هدف مدیر مالی فقط ثبت گذشته نیست.
او باید آینده را نیز پیشبینی کند.
مثلاً بداند سه ماه بعد شرکت چه میزان پول نیاز دارد و چگونه باید آن را تأمین کند.
مدیریت مالیاتی چیست؟
مدیریت مالیاتی به معنای برنامهریزی، کنترل و اجرای منظم تکالیف و تصمیمهای مرتبط با مالیات در چارچوب قوانین است.
هدف مدیریت مالیاتی حرفهای پنهان کردن فعالیت اقتصادی یا حذف غیرقانونی مالیات نیست.
بلکه باید اطمینان حاصل شود:
اطلاعات صحیح هستند.
تکالیف بهموقع انجام میشوند.
اسناد کافی وجود دارند.
ریسکها شناسایی شدهاند.
تصمیمهای مهم قبل از اجرا بررسی میشوند.
پروندهها قابل پیگیری هستند.
این حوزه ارتباط نزدیکی با حسابداری مالی دارد.
چرا مدیریت مالی و مالیاتی باید یکپارچه باشند؟
فرض کنید مدیر قرارداد بزرگی امضا کرده است.
از دید فروش، قرارداد بسیار جذاب است.
اما سؤالهای دیگری نیز وجود دارند:
چه زمانی پول دریافت میشود؟
چه میزان سرمایه برای اجرای پروژه لازم است؟
هزینههای پروژه چه زمانی پرداخت میشوند؟
چه آثار مالیاتی وجود دارند؟
چه اسنادی باید صادر شوند؟
اگر مشتری پرداخت را تأخیر دهد چه میشود؟
این مثال نشان میدهد یک تصمیم تجاری میتواند همزمان آثار مالی، نقدی و مالیاتی داشته باشد.
بنابراین بررسی فقط یک جنبه کافی نیست.
اولین ستون مدیریت مالی؛ شناخت جریان نقدی
یکی از مهمترین مفاهیم مدیریت مالی، جریان نقدی است.
مدیر باید بداند پول چگونه وارد و خارج میشود.
منابع ورود پول میتوانند شامل:
فروش نقدی
وصول مطالبات
سرمایه
تأمین مالی
و سایر منابع
باشند.
خروج پول نیز ممکن است شامل:
حقوق
خرید
اجاره
تأمینکنندگان
تجهیزات
مالیات
بدهی
باشد.
وقتی این اطلاعات بهصورت زمانی دیده شوند، میتوان کسری نقدینگی آینده را پیشبینی کرد.
چرا سود با نقدینگی تفاوت دارد؟
این یکی از مهمترین موضوعاتی است که مدیر باید بداند.
ممکن است شرکت در صورت سود و زیان سود داشته باشد اما بانک خالی باشد.
چرا؟
چون بخشی از فروش هنوز وصول نشده است.
مثلاً یک شرکت در ماه ۲۰ میلیارد تومان فروش دارد.
اما فقط ۸ میلیارد آن را دریافت کرده است.
از طرف دیگر باید:
حقوق
اجاره
خرید
و سایر تعهدات
را نقداً پرداخت کند.
بنابراین سود حسابداری الزاماً مشکل نقدینگی را حل نمیکند.
دومین ستون؛ مدیریت مطالبات
یکی از بزرگترین منابع فشار نقدینگی، مطالبات کنترلنشده هستند.
شرکت ممکن است فروش زیادی داشته باشد اما مشتریان دیر پرداخت کنند.
برای مدیریت مطالبات باید مشخص باشد:
چه کسی بدهکار است؟
چه مبلغی؟
سررسید چیست؟
چقدر از سررسید گذشته؟
آخرین پیگیری چه زمانی بوده؟
یکی از ابزارهای مهم گزارش سنی مطالبات است.
مطالبات میتوانند به گروههایی مانند:
تا ۳۰ روز
۳۰ تا ۶۰ روز
۶۰ تا ۹۰ روز
بیش از ۹۰ روز
تفکیک شوند.
این گزارش باید بهصورت منظم در اختیار مدیریت باشد.
فروش بیشتر همیشه بهتر نیست
اگر شرکت برای افزایش فروش شرایط اعتباری بسیار طولانی ارائه دهد، ممکن است فروش بالا برود اما نقدینگی کاهش پیدا کند.
همچنین احتمال مطالبات پرریسک افزایش مییابد.
بنابراین مدیر باید بین:
فروش
حاشیه سود
ریسک مشتری
و زمان وصول
تعادل ایجاد کند.
سومین ستون؛ مدیریت بدهیها
در طرف مقابل، شرکت باید بداند چه تعهداتی در پیش دارد.
برای مثال:
حقوق
تأمینکنندگان
اجاره
وام
مالیات
بیمه
خرید تجهیزات
اگر سررسیدها مشخص نباشند، مدیر ممکن است ناگهان با حجم بزرگی از پرداختها روبهرو شود.
یک تقویم پرداخت میتواند مدیریت نقدینگی را بسیار سادهتر کند.
چهارمین ستون؛ بودجهریزی
بودجه به مدیر کمک میکند قبل از وقوع هزینهها و درآمدها برنامه داشته باشد.
بودجه میتواند شامل:
فروش
هزینه پرسنلی
تبلیغات
اجاره
فناوری
سرمایهگذاری
خرید
و سایر موارد
باشد.
بعد از پایان هر ماه باید عملکرد واقعی با بودجه مقایسه شود.
این مقایسه نشان میدهد برنامه چقدر با واقعیت فاصله دارد.
گزارش انحراف بودجه
فرض کنید بودجه بازاریابی ماهانه یک میلیارد تومان بوده است.
در عمل یک میلیارد و پانصد میلیون خرج شده است.
این اختلاف باید توضیح داده شود.
ممکن است کمپین ویژهای اجرا شده باشد.
ممکن است هزینه کنترل نشده باشد.
یا شاید ثبت اشتباه اتفاق افتاده باشد.
گزارش انحراف کمک میکند مدیر سریعتر متوجه تغییرات شود.
پنجمین ستون؛ کنترل هزینه
کاهش کورکورانه هزینه همیشه بهترین تصمیم نیست.
برخی هزینهها برای رشد شرکت ضروریاند.
هدف مدیریت مالی باید شناخت هزینه باشد.
برای هر هزینه مهم باید بتوان پاسخ داد:
چرا ایجاد شده؟
آیا قابل کنترل است؟
نسبت به قبل چقدر تغییر کرده؟
چه ارزش اقتصادی ایجاد کرده؟
برای مثال هزینه تبلیغات بالا ممکن است منطقی باشد اگر فروش و سود نیز متناسب رشد کرده باشند.
اما افزایش هزینه بدون نتیجه نیازمند بررسی است.
ششمین ستون؛ تحلیل سودآوری
مدیر نباید فقط سود کل شرکت را ببیند.
در بسیاری از کسبوکارها لازم است سود بر اساس موارد مختلف تحلیل شود.
مثلاً:
محصول
پروژه
شعبه
مشتری
خدمت
ممکن است شرکت در مجموع سودآور باشد اما یک پروژه بزرگ زیانده باشد.
اگر حسابداری امکان تفکیک نداشته باشد، این موضوع دیده نمیشود.
هفتمین ستون؛ مدیریت موجودی
در شرکتهای کالایی، موجودی بخش مهمی از سرمایه است.
خرید بیش از حد باعث قفل شدن نقدینگی میشود.
مدیر باید بداند:
موجودی فعلی چقدر است؟
چه کالاهایی کمگردش هستند؟
چه کالاهایی بیش از حد خریداری شدهاند؟
چه محصولاتی سریع میفروشند؟
موجودی باید با پیشبینی فروش هماهنگ باشد.
هشتمین ستون؛ برنامهریزی سرمایهگذاری
قبل از خرید تجهیزات یا توسعه شعبه باید اثر مالی تصمیم بررسی شود.
برای مثال:
هزینه اولیه چقدر است؟
چه زمانی بازگشت سرمایه اتفاق میافتد؟
چه هزینه جاری جدیدی ایجاد میشود؟
آیا نقدینگی شرکت توان این سرمایهگذاری را دارد؟
آیا نیاز به تأمین مالی است؟
تصمیم سرمایهگذاری بدون تحلیل میتواند نقدینگی شرکت را به خطر بیندازد.
نهمین ستون؛ کنترل ساختار تأمین مالی
شرکت ممکن است برای رشد به منابع مالی نیاز داشته باشد.
تأمین منابع میتواند اشکال مختلف داشته باشد.
مهم این است که مدیر بداند:
هزینه تأمین مالی چیست؟
سررسید چیست؟
اثر آن بر جریان نقدی چگونه است؟
آیا شرکت توان بازپرداخت دارد؟
مدیریت بدهی باید بخشی از برنامه مالی باشد.
مدیریت مالیاتی از کجا شروع میشود؟
مدیریت مالیاتی از روز ارسال اظهارنامه آغاز نمیشود.
از همان لحظهای شروع میشود که معامله انجام میشود.
فروش
خرید
قرارداد
حقوق
بانک
همگی اطلاعاتی هستند که ممکن است آثار مالیاتی داشته باشند.
بنابراین کیفیت مدیریت مالیاتی وابستگی زیادی به کیفیت حسابداری دارد.
اولین اصل مالیاتی؛ ثبت منظم اطلاعات
اگر حسابها عقب باشند، هیچ مدیریت مالیاتی حرفهای شکل نخواهد گرفت.
در پایان هر ماه باید اطلاعات مالی تا حد مناسب نهایی شوند.
این کار باعث میشود مشکلات قبل از موعدهای مالیاتی پیدا شوند.
دومین اصل؛ مستندسازی
برای معاملات مهم باید اسناد کافی وجود داشته باشند.
قرارداد
فاکتور
مدرک پرداخت
گزارش
صورتجلسه
همگی میتوانند بخشی از مستندات باشند.
نباید چند ماه بعد تازه به دنبال سند یک هزینه یا تراکنش بزرگ بگردید.
سومین اصل؛ تقویم مالیاتی
هر شرکت باید تقویم مشخص داشته باشد.
تکالیف مرتبط با شرایط شرکت در آن ثبت شوند.
برای هر مورد مشخص شود:
موعد چیست؟
مسئول کیست؟
چه اطلاعاتی لازم است؟
کنترل نهایی چه زمانی انجام میشود؟
نباید تکالیف به حافظه یک حسابدار وابسته باشند.
چهارمین اصل؛ کنترل فروش و صورتحسابها
فروش یکی از حساسترین بخشهاست.
اطلاعات فروش باید میان:
سیستم عملیاتی
صورتحسابها
حسابداری
و سایر منابع
قابل تطبیق باشند.
اگر اختلافی وجود دارد همان دوره بررسی شود.
پنجمین اصل؛ کنترل خرید و هزینه
خریدها و هزینهها نیز باید از نظر اسناد و ثبتها کنترل شوند.
یک هزینه واقعی اما بدون مستند مناسب میتواند در بررسیهای بعدی نیازمند توضیح بیشتر باشد.
کنترل باید هنگام ثبت انجام شود، نه در پایان سال.
ششمین اصل؛ کنترل حسابهای بانکی
تراکنشهای بانکی باید ماهیت مشخص داشته باشند.
وجود تعداد زیادی تراکنش نامشخص یکی از نشانههای ضعف سیستم مالی است.
برای هر مبلغ مهم باید بتوان مشخص کرد:
منشأ چیست؟
سند چیست؟
ثبت مربوط کجاست؟
این موضوع هم برای حسابداری و هم برای امور مالیاتی اهمیت دارد.
هفتمین اصل؛ بررسی قرارداد قبل از امضا
یکی از حرفهایترین اقدامات این است که قراردادهای بزرگ قبل از امضا از منظر مالی و مالیاتی بررسی شوند.
بعد از امضا بعضی شرایط بهراحتی قابل تغییر نیستند.
قبل از قرارداد باید بررسی شود:
مبلغ
نحوه پرداخت
زمانبندی
پیشپرداخت
هزینه اجرا
آثار نقدی
و آثار مالیاتی احتمالی.
در قراردادهای مهم همکاری مدیر مالی و مشاور مالیاتی میتواند ریسک را کاهش دهد.
هشتمین اصل؛ مدیریت مالیات حقوق
حقوق یکی از فرآیندهای مستمر مالی شرکت است.
اطلاعات کارکنان باید دقیق باشند.
تغییرات حقوق مستند شوند.
محاسبات بر اساس مقررات جاری انجام شوند.
و پرداخت بانک با لیست نهایی تطبیق داده شود.
نهمین اصل؛ ارزش افزوده و نقدینگی
یکی از نکات مهم این است که برخی مبالغ مرتبط با مالیات و عوارض ممکن است از مشتری دریافت شوند اما نباید مانند درآمد آزاد شرکت دیده شوند.
اگر مدیر تمام مبالغ دریافتی را مصرف کند، در موعدهای مربوط ممکن است با فشار نقدینگی مواجه شود.
مدیریت مالی باید این تعهدات را در برنامه جریان نقدی در نظر بگیرد.
دهمین اصل؛ ذخیره نقدی برای تعهدات مالیاتی
یکی از راهکارهای مدیریتی، پیشبینی نقدینگی موردنیاز برای تعهدات مالیاتی است.
شرکت نباید تا آخرین لحظه صبر کند تا ببیند چگونه مبلغ موردنیاز را تأمین کند.
در گزارش جریان نقدی، تعهدات پیشبینیشده نیز باید دیده شوند.
ریسک مالیاتی چیست؟
ریسک مالیاتی به احتمال ایجاد هزینه، اختلاف، جریمه یا مشکل ناشی از ضعف در فرآیندهای مالیاتی اشاره دارد.
این ریسک میتواند از موارد مختلف ناشی شود:
ثبت ناقص
اسناد ضعیف
عدم انجام تکلیف
استفاده از اطلاعات قدیمی
مغایرت فروش
بانک نامشخص
قرارداد بررسینشده
ضعف صورتحسابها
هر شرکت باید نقشهای از ریسکهای مهم خود داشته باشد.
ریسکها را اولویتبندی کنید
همه مشکلات اهمیت یکسان ندارند.
میتوان ریسکها را بر اساس:
احتمال وقوع
و
شدت اثر
دستهبندی کرد.
مثلاً تراکنش کوچک نامشخص شاید ریسک کمتری نسبت به قرارداد بزرگ بدون بررسی داشته باشد.
تمرکز تیم مالی باید ابتدا روی مسائل مهم باشد.
داشبورد مدیریت مالی و مالیاتی
مدیرعامل نباید مجبور باشد چند سیستم مختلف را بررسی کند.
میتوان داشبوردی طراحی کرد که شاخصهای کلیدی را نمایش دهد.
مثلاً:
فروش
حاشیه سود
مانده بانک
مطالبات
بدهیها
هزینهها
تعهدات نزدیک
وضعیت تکالیف مالیاتی
موارد پرریسک
این داشبورد باعث میشود مدیر در یک صفحه وضعیت کلی را ببیند.
جلسه مالی ماهانه
یکی از بهترین اقدامات برای شرکتهای در حال رشد، برگزاری جلسه مالی ماهانه است.
در این جلسه مدیر، حسابدار یا مدیر مالی و در صورت نیاز مشاور میتوانند موارد مهم را بررسی کنند.
برای مثال:
عملکرد فروش
سود
نقدینگی
مطالبات
هزینههای غیرعادی
تعهدات ماه آینده
موضوعات مالیاتی
قراردادهای مهم
این جلسه باعث میشود مسائل مالی از سطح واحد حسابداری به سطح تصمیمگیری مدیریت منتقل شوند.
پیشبینی ۱۳ هفتهای نقدینگی
برای شرکتهایی که نقدینگی حساس دارند، یکی از ابزارهای مفید پیشبینی جریان نقدی چند هفته آینده است.
در این گزارش میتوان برای هر هفته مشخص کرد:
مانده ابتدای هفته
دریافتهای پیشبینیشده
پرداختها
مانده پایان هفته
این ابزار میتواند خیلی زود کسری احتمالی را نشان دهد.
مدیریت مطالبات و مالیات باید هماهنگ باشند
اگر فروش اعتباری زیاد باشد، ممکن است تعهدات مالی شرکت سریعتر از وصول وجه ایجاد شوند.
به همین دلیل شرایط اعتبار مشتری باید با ظرفیت مالی شرکت هماهنگ باشد.
فروشنده نباید فقط به افزایش فروش فکر کند.
تأثیر شرایط پرداخت روی نقدینگی نیز مهم است.
مدیریت بدهی و تعهدات
شرکت باید یک تقویم کامل از تعهدات داشته باشد.
مثل:
حقوق
تأمینکننده
وام
اجاره
مالیات
سرمایهگذاری
در این صورت مدیر میتواند اولویت پرداختها را بهتر مدیریت کند.
کنترل هزینههای مالیاتی
یکی از اشتباهات مدیریتی این است که هزینههای مرتبط با مالیات فقط هنگام پرداخت دیده شوند.
بهتر است این تعهدات در گزارشها و پیشبینیها نیز انعکاس پیدا کنند تا مدیر تصویر واقعیتری از منابع آزاد شرکت داشته باشد.
سناریوسازی
مدیریت مالی فقط پیشبینی یک آینده نیست.
بهتر است چند سناریو بررسی شود.
مثلاً:
اگر فروش ۲۰ درصد کاهش پیدا کند چه میشود؟
اگر مشتری اصلی دو ماه دیر پرداخت کند چه میشود؟
اگر هزینه مواد افزایش پیدا کند چه میشود؟
شرکت تا چه مدت نقدینگی دارد؟
سناریوسازی باعث میشود مدیر برای شرایط سخت نیز برنامه داشته باشد.
مدیریت مالیاتی پیشگیرانه
یکی از اصول مهم این است که مشاور مالیاتی فقط در زمان اختلاف وارد نشود.
بهتر است موضوعات مهم قبل از اجرا بررسی شوند.
مثلاً:
قرارداد بزرگ
تغییر ساختار شرکت
شروع فعالیت جدید
ورود شریک
تغییر مدل فروش
در چنین شرایطی بررسی پیشگیرانه میتواند جلوی بسیاری از مشکلات را بگیرد.
اشتباه رایج اول؛ مدیریت مالی بدون حسابداری دقیق
هیچ تحلیل مالی حرفهای روی اطلاعات اشتباه ساخته نمیشود.
اگر بانک مغایرت داشته باشد و مطالبات درست نباشند، پیشبینی نقدینگی نیز قابل اعتماد نخواهد بود.
حسابداری منظم زیرساخت مدیریت مالی است.
اشتباه دوم؛ تمرکز فقط بر کاهش مالیات
هدف مدیریت مالیاتی نباید فقط کم کردن عدد مالیات باشد.
تصمیمی که ظاهراً باعث کاهش هزینه مالیاتی میشود اما ریسک حقوقی یا عملیاتی بزرگی ایجاد میکند، الزاماً تصمیم خوبی نیست.
تصمیم باید در چارچوب قانون و با نگاه جامع اقتصادی گرفته شود.
اشتباه سوم؛ نادیده گرفتن نقدینگی
ممکن است شرکت قرارداد سودآوری بگیرد اما سرمایه کافی برای اجرای آن نداشته باشد.
قبل از پذیرش پروژه باید جریان نقدی آن بررسی شود.
اشتباه چهارم؛ عدم کنترل مطالبات
رشد فروش بدون وصول، میتواند شرکت را با بحران نقدینگی مواجه کند.
گزارش مطالبات باید یکی از گزارشهای دائمی مدیریت باشد.
اشتباه پنجم؛ ورود دیرهنگام مشاور مالیاتی
بعد از اجرای تصمیم، امکان اصلاح برخی موارد محدودتر میشود.
بهتر است موضوعات مهم قبل از اجرا بررسی شوند.
نقش حسابدار
حسابدار دادههای پایه را تولید میکند.
بدون ثبتهای صحیح و گزارشهای قابل اتکا، مدیریت مالی و مالیاتی شکل نخواهد گرفت.
حسابدار باید:
ثبت کند.
کنترل کند.
مغایرت را پیدا کند.
گزارش آماده کند.
و مسائل مهم را اعلام کند.
نقش مدیر مالی
مدیر مالی دادهها را به تصمیم تبدیل میکند.
او باید روی:
نقدینگی
بودجه
سودآوری
مطالبات
هزینهها
سرمایهگذاری
تمرکز داشته باشد.
همچنین آثار مالی تصمیمها را برای مدیرعامل توضیح دهد.
نقش مشاور مالیاتی
مشاور مالیاتی باید ریسکهای مالیاتی تصمیمها را بررسی کند.
بهخصوص در:
قراردادهای مهم
فعالیتهای جدید
پروندهها
رسیدگیها
و تصمیمهای ساختاری.
ترکیب مدیر مالی و مشاور مالیاتی دید کاملتری به مدیریت میدهد.
نقش مهرداد رحیمی در مدیریت مالی و مالیاتی شرکتها
مهرداد رحیمی در حوزه حسابداری، مدیریت مالی و امور مالیاتی فعالیت میکند و در مدیریت مالی و مالیاتی شرکتها، نگاه یکپارچه اهمیت زیادی دارد.
مدیر نباید گزارش مالی و موضوع مالیاتی را دو دنیای کاملاً جدا ببیند.
فروش، قرارداد، هزینه، بانک، حقوق و سرمایهگذاری همزمان میتوانند آثار مالی و مالیاتی داشته باشند.
یک ساختار حرفهای باید کمک کند:
نقدینگی پیشبینی شود.
هزینهها کنترل شوند.
مطالبات مدیریت شوند.
گزارشهای قابل اعتماد تولید شوند.
ریسکهای مالیاتی زودتر شناسایی شوند.
و تصمیمهای مهم قبل از اجرا از چند زاویه بررسی شوند.
در این حالت حسابداری مالی و مالیاتی به بخشی از سیستم تصمیمگیری مدیر تبدیل میشود.
جمعبندی
مدیریت مالی و مالیاتی شرکتها باید در کنار یکدیگر انجام شوند.
مدیریت مالی روی:
نقدینگی
بودجه
مطالبات
بدهیها
هزینهها
سودآوری
و سرمایهگذاری
تمرکز دارد.
مدیریت مالیاتی نیز باید:
اطلاعات را کنترل کند.
تکالیف را برنامهریزی کند.
اسناد را مدیریت کند.
ریسکها را شناسایی کند.
و تصمیمهای مهم را قبل از اجرا بررسی کند.
شرکتی که این دو حوزه را در یک سیستم یکپارچه مدیریت میکند، معمولاً دید روشنتری نسبت به وضعیت واقعی خود خواهد داشت.
هدف نهایی فقط تهیه گزارش یا انجام تکلیف نیست.
هدف این است که مدیر بتواند بر اساس اطلاعات واقعی تصمیم بگیرد و قبل از تبدیل مشکلات به بحران، آنها را شناسایی کند.
در امور مالیاتی نیز مقررات و فرآیندهای اجرایی ممکن است تغییر کنند؛ بنابراین تصمیمهای واقعی باید بر اساس آخرین منابع رسمی و شرایط اختصاصی همان کسبوکار بررسی شوند.
این مقاله اطلاعات عمومی ارائه میکند و جایگزین بررسی اختصاصی اسناد، قراردادها یا پرونده مالی و مالیاتی نیست.



