حسابداری شرکت بازرگانی بر کنترل دقیق خرید، فروش، موجودی کالا، بهای تمامشده، مشتریان، تأمینکنندگان و جریان نقدی استوار است. در مجموعههای وارداتی یا دارای معاملات ارزی، هزینههای حمل، گمرک، نرخ ارز و هزینههای جانبی نیز باید در ساختار مالی دیده شوند تا سود واقعی هر کالا یا معامله قابل محاسبه باشد.
حسابداری مالی و مالیاتی شرکتهای بازرگانی؛ از خرید و واردات تا فروش و سود واقعی
شرکت بازرگانی در ظاهر ساختار سادهای دارد.
کالا خریداری میشود.
سپس با قیمت بالاتر فروخته میشود.
اختلاف قیمت خرید و فروش نیز سود شرکت است.
اما در عمل محاسبه سود واقعی یک شرکت بازرگانی بسیار پیچیدهتر از این تصور ساده است.
هزینه واقعی کالا ممکن است شامل:
قیمت خرید
حملونقل
بیمه
انبار
کارمزد
هزینه تأمین مالی
هزینه واردات
هزینه ترخیص
و سایر مخارج مرتبط
باشد.
از طرف دیگر ممکن است فروش بهصورت اعتباری انجام شود و وجه ماهها بعد دریافت شود.
کالا ممکن است در انبار بماند.
قیمت ارز تغییر کند.
بخشی از موجودی مرجوع شود.
تأمینکننده تخفیف بدهد.
یا مشتری بخشی از فاکتور را تسویه نکند.
به همین دلیل حسابداری شرکت بازرگانی باید بتواند کل چرخه خرید تا فروش را کنترل کند.
در این مقاله بررسی میکنیم حسابداری مالی و مالیاتی شرکتهای بازرگانی چگونه باید انجام شود و مدیر برای شناخت سود واقعی به چه اطلاعاتی نیاز دارد.
چرخه اصلی شرکت بازرگانی
چرخه معمول در شرکت بازرگانی میتواند شامل این مراحل باشد:
انتخاب تأمینکننده
خرید
حمل
دریافت کالا
انبار
فروش
تحویل
صدور صورتحساب
وصول مطالبات
هر مرحله اطلاعات مالی ایجاد میکند.
اگر فقط خرید و فروش نهایی در حسابداری دیده شوند، بخش زیادی از واقعیت اقتصادی فعالیت پنهان میماند.
خرید کالا
برای هر خرید باید مشخص باشد:
تأمینکننده چه کسی است؟
چه کالایی خریداری شده؟
تعداد چقدر است؟
قیمت واحد چقدر است؟
تخفیف وجود دارد؟
هزینه حمل چیست؟
پرداخت چگونه انجام شده؟
اگر خرید اعتباری باشد، حساب تأمینکننده نیز باید ایجاد یا بهروزرسانی شود.
تفکیک خرید کالا و هزینه
خرید کالا نباید با هزینههای اداری شرکت مخلوط شود.
کالایی که برای فروش خریداری شده بخشی از چرخه موجودی و بهای تمامشده است.
در مقابل هزینهای مثل:
اجاره دفتر
تبلیغات
حقوق اداری
ماهیت دیگری دارد.
طبقهبندی درست برای محاسبه سود ضروری است.
هزینه حمل خرید
ممکن است شرکت برای انتقال کالا از تأمینکننده به انبار هزینه قابل توجهی پرداخت کند.
این هزینه در تحلیل بهای واقعی خرید اهمیت دارد.
اگر فقط قیمت فاکتور تأمینکننده در نظر گرفته شود، سود هر کالا ممکن است بیش از واقعیت نمایش داده شود.
هزینههای جانبی خرید باید با روش مناسب در سیستم مالی منعکس شوند.
موجودی کالا
در شرکت بازرگانی، موجودی یکی از مهمترین داراییهاست.
بخش بزرگی از پول شرکت ممکن است در انبار باشد.
به همین دلیل مدیر باید بداند:
چه مقدار موجودی داریم؟
ارزش آن چقدر است؟
کدام کالا سریع میفروشد؟
کدام کالا راکد است؟
چه کالاهایی کمبود دارند؟
وجود موجودی بدون گزارش دقیق یکی از بزرگترین ریسکهای مالی است.
انبار و حسابداری باید هماهنگ باشند
سیستم انبار نباید جدا از حسابداری کار کند.
هر خرید باید ورود کالا ایجاد کند.
هر فروش باید خروج کالا داشته باشد.
برگشت از خرید و فروش نیز باید در هر دو سیستم منعکس شود.
در غیر این صورت ممکن است:
حسابداری یک موجودی نشان دهد.
انبار عدد دیگری داشته باشد.
چنین اختلافی روی سود و دارایی شرکت اثر مستقیم دارد.
موجودی منفی
یکی از خطاهای مهم سیستم، موجودی منفی است.
موجودی منفی ممکن است نشان دهد:
فروش قبل از ثبت خرید انجام شده.
کالا اشتباه کدگذاری شده.
انتقال انبار ناقص است.
ثبت اولیه اشتباه بوده.
هر مورد منفی باید بررسی شود.
نباید آن را فقط یک خطای نرمافزاری بیاهمیت دانست.
کدگذاری کالا
هر کالا باید شناسه مشخص داشته باشد.
نامگذاری غیرمنظم باعث ایجاد کالاهای تکراری میشود.
مثلاً یک محصول ممکن است در سیستم با چند عنوان ثبت شده باشد.
این موضوع گزارش موجودی و فروش را خراب میکند.
بهتر است اطلاعات کالا استاندارد باشند:
کد
نام
واحد
گروه
در صورت نیاز برند یا مشخصات دیگر.
قیمت خرید واقعی
قیمت خرید ممکن است فقط مبلغ روی فاکتور نباشد.
در برخی معاملات هزینههای دیگری نیز برای رساندن کالا به وضعیت قابل فروش ایجاد میشوند.
مدیریت باید بتواند بهای واقعی کالا را ببیند.
در تجارت بینالمللی این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بهای تمامشده کالای فروشرفته
برای محاسبه سود فروش باید بهای کالایی که فروخته شده مشخص باشد.
فروش بالا بدون محاسبه درست بهای تمامشده نمیتواند سود واقعی را نشان دهد.
اگر موجودی یا قیمت خرید اشتباه باشند، صورت سود و زیان نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
حاشیه سود کالا
یکی از مهمترین گزارشهای شرکت بازرگانی، حاشیه سود هر کالا یا گروه کالاست.
مدیر باید بداند:
قیمت فروش چقدر است؟
بهای تمامشده چقدر است؟
حاشیه سود چقدر است؟
کدام کالا سود بیشتری دارد؟
ممکن است کالای پرفروش حاشیه سود پایینی داشته باشد.
در مقابل یک کالای کمفروش سود بیشتری به ازای هر واحد ایجاد کند.
این تحلیل برای قیمتگذاری و خرید آینده مهم است.
تخفیف فروش
تخفیف میتواند فروش را افزایش دهد اما حاشیه سود را کاهش دهد.
بهتر است سیستم بتواند نشان دهد:
فروش قبل از تخفیف
مبلغ تخفیف
فروش نهایی
حاشیه سود
چقدر بودهاند.
اگر تخفیفها بدون کنترل اعمال شوند، ممکن است فروشنده برای رسیدن به هدف فروش، سود شرکت را کاهش دهد.
سطح دسترسی تخفیف
یکی از کنترلهای داخلی مفید این است که هر فروشنده محدودیت مشخصی برای تخفیف داشته باشد.
تخفیفهای بزرگتر نیازمند تأیید مدیر باشند.
این کار هم ریسک خطا و هم سوءاستفاده را کاهش میدهد.
فروش اعتباری
بسیاری از شرکتهای بازرگانی بخشی از فروش خود را اعتباری انجام میدهند.
این موضوع میتواند فروش را افزایش دهد اما نقدینگی را کاهش دهد.
برای هر مشتری باید مشخص باشد:
سقف اعتبار
شرایط پرداخت
سررسید
مانده بدهی
سوابق پرداخت
فروش بدون کنترل اعتبار میتواند به مطالبات پرریسک تبدیل شود.
گزارش سنی مطالبات
مطالبات بهتر است بر اساس زمان گذشته از سررسید طبقهبندی شوند.
برای مثال:
زیر ۳۰ روز
۳۰ تا ۶۰ روز
۶۰ تا ۹۰ روز
بیش از ۹۰ روز
مدیر باید مشتریانی که پرداخت آنها مرتباً دیر انجام میشود شناسایی کند.
شرایط فروش آینده میتواند بر اساس همین اطلاعات اصلاح شود.
چکهای دریافتی
در برخی شرکتهای بازرگانی بخشی از فروش با چک انجام میشود.
هر چک باید اطلاعات مشخص داشته باشد:
مشتری
مبلغ
تاریخ
بانک
سررسید
وضعیت
سررسیدها باید در گزارش جریان نقدی دیده شوند.
چک نباید صرفاً مانند وجه نقد قطعی تلقی شود.
مدیریت تأمینکنندگان
در طرف خرید نیز شرکت باید بداند به چه کسانی بدهکار است.
برای هر تأمینکننده:
خرید
پرداخت
مانده
سررسید
شرایط اعتباری
باید قابل مشاهده باشند.
این اطلاعات به برنامهریزی نقدینگی کمک میکنند.
خرید نقدی یا اعتباری؟
گاهی شرکت با خرید اعتباری میتواند فشار نقدینگی را کاهش دهد.
اما ممکن است قیمت خرید بالاتر باشد.
مدیر باید هزینه واقعی هر گزینه را بررسی کند.
شرایط خرید بخشی از مدیریت مالی شرکت است.
گردش موجودی
یکی از مهمترین شاخصها در شرکت بازرگانی سرعت گردش کالا است.
کالایی که سریع خرید و فروش میشود سرمایه کمتری را در انبار نگه میدارد.
در مقابل کالای راکد میتواند ماهها سرمایه شرکت را قفل کند.
بهتر است موجودی بر اساس سرعت فروش تحلیل شود.
کالای راکد
برای کالاهایی که مدت زیادی فروش نرفتهاند باید تصمیم گرفته شود.
ممکن است نیاز باشد:
تخفیف داده شود.
بسته فروش جدید ایجاد شود.
خرید متوقف شود.
کالا به بازار دیگری منتقل شود.
بدون گزارش موجودی راکد، مدیر ممکن است همچنان همان کالا را خریداری کند.
نقطه سفارش
سیستم مالی و انبار میتوانند به برنامه خرید کمک کنند.
برای محصولات مهم میتوان نقطه سفارش تعریف کرد.
این کار از دو مشکل جلوگیری میکند:
کمبود کالا
خرید بیش از حد
تعادل مناسب موجودی نقش زیادی در نقدینگی دارد.
واردات کالا
در شرکتهای بازرگانی واردکننده، حسابداری پیچیدگی بیشتری دارد.
ممکن است هزینههایی مانند:
قیمت خارجی کالا
حمل بینالمللی
بیمه
کارمزدها
هزینههای گمرکی
ترخیص
حمل داخلی
وجود داشته باشند.
این هزینهها باید به شکل صحیح و بر اساس ماهیت معامله در بهای کالا منعکس شوند.
جزئیات دقیق باید با توجه به اسناد و مقررات مربوط بررسی شوند.
حسابداری ارز
اگر خرید خارجی با ارز انجام شود، شرکت با تغییرات نرخ ارز نیز مواجه خواهد بود.
باید مشخص باشد:
تعهد ارزی چه زمانی ایجاد شده؟
پرداخت چه زمانی انجام شده؟
نرخ مورد استفاده در ثبت چیست؟
اختلافهای مربوط چگونه مدیریت میشوند؟
این موضوع نیازمند حسابداری دقیق و مستند است.
تغییر نرخ ارز و قیمتگذاری
در شرکت وارداتی ممکن است کالایی با یک نرخ ارز خریداری شده باشد اما هنگام فروش نرخ بازار تغییر کرده باشد.
مدیر باید بداند قیمتگذاری بر چه مبنایی انجام میشود.
فروش فقط بر اساس قیمت خرید تاریخی ممکن است باعث شود سرمایه لازم برای خرید مجدد کالا تأمین نشود.
مدیریت مالی باید این موضوع را در کنار حسابداری بررسی کند.
هزینه تأمین مالی
اگر شرکت برای خرید کالا از اعتبار یا تسهیلات استفاده کند، هزینه تأمین مالی نیز در تصمیمگیری اهمیت دارد.
ممکن است یک معامله حاشیه سود ظاهراً مناسبی داشته باشد اما به دلیل دوره وصول طولانی و هزینه تأمین مالی، سود واقعی کاهش پیدا کند.
تحلیل معامله باید همه هزینههای مهم را در نظر بگیرد.
ثبت فروش
فروش باید با:
فاکتور
تحویل کالا
حساب مشتری
ثبت حسابداری
هماهنگ باشد.
در کسبوکار دارای حجم بالا بهتر است انتقال اطلاعات تا حد امکان خودکار شود.
اما اتوماسیون بدون کنترل کافی نیست.
باید گزارش خطا و مغایرت وجود داشته باشد.
برگشت از فروش
برگشت کالا باید همزمان روی:
فروش
موجودی
حساب مشتری
و در صورت لزوم فرآیندهای مربوط به صورتحساب
اثر بگذارد.
اگر فقط فاکتور اصلاح شود اما کالا به انبار برنگردد، موجودی اشتباه خواهد شد.
فرآیند برگشت باید استاندارد باشد.
برگشت از خرید
ممکن است بخشی از کالا به تأمینکننده بازگردانده شود.
این موضوع باید در:
انبار
حساب تأمینکننده
خرید
و اسناد مربوط
منعکس شود.
ثبت ناقص میتواند مانده تأمینکننده و موجودی را اشتباه کند.
چند انبار
اگر شرکت چند انبار دارد، انتقال کالا بین آنها باید ثبت شود.
نباید انتقال داخلی بهعنوان خرید یا فروش شناسایی شود.
برای هر انبار باید موجودی قابل گزارش باشد.
مغایرت بین انبارها باید بررسی شود.
شمارش دورهای موجودی
نباید فقط به عدد نرمافزار اعتماد کرد.
باید موجودی واقعی بهصورت دورهای شمارش شود.
در مجموعه بزرگ میتوان شمارش چرخشی انجام داد.
یعنی هر دوره بخشی از کالاها شمارش شوند.
کالاهای باارزش و پرریسک میتوانند بیشتر کنترل شوند.
کسری و اضافی انبار
اگر موجودی واقعی با سیستم متفاوت است، نباید فقط عدد اصلاح شود.
باید علت مشخص شود.
مثلاً:
اشتباه در ثبت
سرقت
ضایعات
برگشت ناقص
انتقال اشتباه
بدون تحلیل علت، مشکل دوباره تکرار خواهد شد.
ضایعات
برخی کالاها ممکن است:
خراب شوند.
منقضی شوند.
آسیب ببینند.
قابل فروش نباشند.
برای ضایعات باید فرآیند مشخص و مستند وجود داشته باشد.
حذف کالا از موجودی بدون تأیید و سند میتواند کنترل داخلی را ضعیف کند.
مدیریت نقدینگی
شرکت بازرگانی معمولاً برای خرید موجودی نیاز به سرمایه قابل توجه دارد.
اگر مدیر بیش از حد خرید کند، بانک خالی میشود.
اگر کمتر از نیاز خرید کند، فرصت فروش را از دست میدهد.
بنابراین خرید و نقدینگی باید هماهنگ باشند.
گزارش جریان نقدی باید نشان دهد:
چه زمانی باید به تأمینکنندگان پرداخت شود؟
چه زمانی مشتریان پرداخت میکنند؟
برای خرید بعدی چقدر پول نیاز است؟
بودجه خرید
یکی از ابزارهای مفید، بودجه خرید است.
بر اساس:
فروش گذشته
موجودی فعلی
پیشبینی فروش
سررسید پرداخت
میتوان برنامه خرید ایجاد کرد.
این کار از خریدهای هیجانی جلوگیری میکند.
حسابداری مالیاتی شرکت بازرگانی
خرید و فروش، اسناد، صورتحسابها و سایر فرآیندهای مالی باید با تکالیف مالیاتی شرکت هماهنگ باشند.
جزئیات به نوع فعالیت و مقررات جاری بستگی دارد.
مهمترین اصل این است که حسابداری مالی و مالیاتی دو سیستم جدا از هم نباشند.
صورتحساب الکترونیکی
در موارد مشمول، اطلاعات فروش باید با فرآیند مربوط به صورتحساب الکترونیکی هماهنگ باشند.
برای شرکت با حجم فروش زیاد بهتر است:
صدور ساختاریافته باشد.
خطاها سریع شناسایی شوند.
اصلاحات کنترل شوند.
برگشتها بهدرستی منعکس شوند.
تعداد و مبلغ صورتحسابها نیز با حسابداری قابل تطبیق باشند.
سامانه مودیان
فرآیندهای مربوط به سامانه مودیان باید مسئول مشخص داشته باشند.
شرکت نباید فرض کند چون نرمافزار اطلاعات را ارسال کرده، پس هیچ خطایی وجود ندارد.
بهتر است وضعیت:
موفق
ناموفق
اصلاحشده
ابطالشده
و موارد نیازمند پیگیری
بهصورت منظم کنترل شود.
مالیات بر ارزش افزوده
در شرکت بازرگانی، خرید و فروش ارتباط نزدیکی با موضوع ارزش افزوده دارند.
اسناد خرید اهمیت زیادی دارند.
فروش و برگشتها باید بهدرستی ثبت شوند.
جزئیات نرخها، معافیتها و الزامات باید بر اساس آخرین مقررات رسمی و نوع کالای مورد معامله بررسی شوند.
هزینههای قابل پیگیری
شرکت بازرگانی باید اسناد هزینههای خود را منظم نگه دارد.
برای مثال:
حمل
انبارداری
بازاریابی
اجاره
حقوق
خدمات
هر پرداخت مهم باید ماهیت مشخص داشته باشد.
گردش بانک بهتنهایی جایگزین سند نیست.
کنترل حسابهای بانکی
هر حساب بانکی باید ماهانه مغایرتگیری شود.
واریزهای مشتریان با حساب آنها تطبیق داده شوند.
پرداخت به تأمینکنندگان نیز با فاکتور و مانده حساب مرتبط باشد.
تراکنش نامشخص نباید ماهها در حساب موقت باقی بماند.
حسابداری حقوق
شرکتهای بازرگانی ممکن است واحدهای:
فروش
انبار
تدارکات
بازرگانی
مالی
مدیریت
داشته باشند.
هزینه حقوق میتواند بر اساس مرکز هزینه تفکیک شود.
این کار کمک میکند مدیر هزینه واقعی هر واحد را تحلیل کند.
داشبورد مدیریت بازرگانی
یک داشبورد مناسب میتواند موارد زیر را نمایش دهد:
فروش روزانه
فروش ماهانه
حاشیه سود
مطالبات
بدهی تأمینکنندگان
مانده بانک
ارزش موجودی
کالای راکد
پرفروشترین کالا
بیشترین بدهکار
این اطلاعات تصمیمهای خرید و فروش را بسیار دقیقتر میکنند.
گزارش سود محصول
یکی از مهمترین گزارشها باید نشان دهد هر کالا چقدر سود ایجاد کرده است.
میتوان اطلاعاتی مانند:
تعداد فروش
درآمد
بهای تمامشده
تخفیف
سود
حاشیه سود
را کنار هم قرار داد.
این گزارش به تصمیم درباره:
ادامه خرید
تغییر قیمت
تخفیف
حذف محصول
کمک میکند.
گزارش سود مشتری
در فروش عمده میتوان سودآوری مشتری را نیز بررسی کرد.
ممکن است مشتری خرید بزرگی داشته باشد اما:
تخفیف زیاد بگیرد.
دیر پرداخت کند.
هزینه ارسال بالایی داشته باشد.
در نتیجه سود واقعی او پایینتر باشد.
فروش کل مشتری تنها معیار مناسب نیست.
بستن حساب ماهانه
در پایان هر ماه بهتر است حداقل این کنترلها انجام شوند:
بانکها مغایرتگیری شدهاند؟
خریدها کامل ثبت شدهاند؟
فروش با سیستم فروش تطبیق دارد؟
موجودی غیرعادی وجود دارد؟
برگشتها کامل ثبت شدهاند؟
مطالبات کنترل شدهاند؟
تأمینکنندگان بررسی شدهاند؟
هزینهها کاملاند؟
صورتحسابها کنترل شدهاند؟
تراز آزمایشی بررسی شده؟
صورت سود و زیان آماده است؟
هرچه این فرآیند منظمتر باشد، پایان سال سادهتر خواهد بود.
اشتباه رایج اول؛ تمرکز فقط روی فروش
فروش بالا به معنی سود بالا نیست.
باید بهای تمامشده، تخفیف و هزینهها نیز دیده شوند.
اشتباه دوم؛ عدم کنترل موجودی
موجودی اشتباه مستقیماً روی گزارش مالی اثر میگذارد.
فقط گزارش نرمافزار کافی نیست.
کنترل فیزیکی نیز ضروری است.
اشتباه سوم؛ خرید بیش از حد
خرید زیاد میتواند باعث قفل شدن سرمایه در انبار شود.
تصمیم خرید باید با نقدینگی و سرعت فروش هماهنگ باشد.
اشتباه چهارم؛ فروش اعتباری بدون سقف
اعطای اعتبار بدون کنترل میتواند مطالبات شرکت را افزایش دهد.
سیاست اعتباری باید مشخص باشد.
اشتباه پنجم؛ ثبت خالص دریافتی بهعنوان فروش
اگر کارمزد یا کسورات دیگری وجود دارند، مبلغ واریز بانک الزاماً فروش واقعی نیست.
ثبت باید بر اساس ماهیت واقعی معامله انجام شود.
اشتباه ششم؛ کالاهای تکراری در نرمافزار
نامگذاری ضعیف باعث چند رکورد شدن یک محصول و خراب شدن گزارش موجودی میشود.
اطلاعات پایه باید استاندارد باشند.
اشتباه هفتم؛ نادیده گرفتن ارز
در تجارت خارجی، تغییرات ارزی میتوانند اثر قابل توجهی روی سود و سرمایه در گردش داشته باشند.
این موضوع باید جداگانه تحلیل شود.
اشتباه هشتم؛ بررسی مالیاتی در پایان سال
خرید، فروش و صورتحسابها باید در طول سال کنترل شوند.
اصلاح انبوه اطلاعات در پایان سال بسیار سختتر است.
نقش حسابدار شرکت بازرگانی
حسابدار باید بتواند:
خریدها را ثبت کند.
فروش را کنترل کند.
موجودی را تطبیق دهد.
بانک را مغایرتگیری کند.
مشتریان را کنترل کند.
تأمینکنندگان را مدیریت کند.
بهای تمامشده را بررسی کند.
گزارش سود تهیه کند.
و امور مالیاتی مرتبط را منظم نگه دارد.
نقش مدیر مالی
مدیر مالی باید فراتر از ثبتها فکر کند.
موضوعاتی مانند:
سرمایه در گردش
بودجه خرید
مطالبات
نقدینگی
قیمتگذاری
حاشیه سود
ریسک ارزی
در حوزه مدیریت مالی قرار میگیرند.
نقش مشاور مالیاتی
در معاملات بزرگ، واردات، قراردادهای خاص و موضوعات مالیاتی تخصصی، مشاور میتواند ساختار را قبل از اجرا بررسی کند.
این بررسی باید با توجه به اطلاعات واقعی و آخرین مقررات رسمی انجام شود.
نقش مهرداد رحیمی در حسابداری مالی و مالیاتی شرکتهای بازرگانی
مهرداد رحیمی در حوزه حسابداری، مدیریت مالی و امور مالیاتی فعالیت میکند و در شرکت بازرگانی، مهمترین اصل ایجاد ارتباط کامل میان خرید، انبار، فروش، بانک و مالیات است.
مدیر باید بتواند در هر زمان بفهمد:
چقدر کالا دارد.
چقدر از مشتریان طلب دارد.
چقدر به تأمینکنندگان بدهکار است.
کدام کالا سودآورتر است.
چه مقدار سرمایه در انبار قفل شده.
نقدینگی ماه آینده چه وضعیتی دارد.
و چه ریسکهای مالیاتی باید کنترل شوند.
وقتی این اطلاعات بهصورت یکپارچه در سیستم مالی وجود داشته باشند، تصمیمهای خرید و فروش بسیار دقیقتر خواهند شد.
جمعبندی
حسابداری مالی و مالیاتی شرکتهای بازرگانی باید کل چرخه خرید تا فروش را کنترل کند.
مهمترین اجزا شامل:
خرید
هزینههای جانبی
موجودی
بهای تمامشده
فروش
تخفیف
مطالبات
تأمینکنندگان
برگشتها
بانک
نقدینگی
و حسابداری مالیاتی
هستند.
در شرکتهای وارداتی، موضوعاتی مانند ارز، حمل، هزینههای واردات و سرمایه در گردش نیز اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
هدف حسابداری فقط ثبت فاکتور نیست.
سیستم باید به مدیر نشان دهد هر کالا و هر معامله واقعاً چه میزان سود ایجاد کرده و چه میزان منابع مالی مصرف کرده است.
در امور مالیاتی، گمرکی و ارزی نیز مقررات و فرآیندها ممکن است تغییر کنند؛ بنابراین اجرای واقعی باید با آخرین منابع رسمی و شرایط اختصاصی همان شرکت تطبیق داده شود.
این مقاله اطلاعات عمومی ارائه میکند و جایگزین بررسی اختصاصی اسناد، قراردادها یا پرونده مالی و مالیاتی نیست.



